Sunday, July 8, 2018

مریم رجوی کیست؟قسمت دوم»

مریم رجوی کیست؟
از مریم رجوی چه می‌دانیم؟‌ با ما در این مقاله همراه باشید.

مریم رجوی ـ تولد و جوانی 

مریم رجوی ۱۳آذرماه۱۳۳۲در یک خانواده متوسط به دنیا آمد. خانه پدری‌اش شماره ۱۸کوچه شهاب الدوله، در محله وزیر نظام تهران بود. دبستان دخترانه طوبی درس خواند. در دبیرستان هدف ادامه داد. برای تحصیلات دانشگاهی، به دانشگاه صنعتی شریف رفت و در رشته مهندسی متالورژی فارغ‌التحصیل شد. یکی از برادران مریم رجوی، به نام محمود عضدانلو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمود در دوران شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس در سال ۱۳۵۴، در زمان شاه به‌دست مأموران ساواک تیرباران شد، خواهر دیگر وی، معصومه، دانشجوی مهندسی صنایع بود و در سال ۱۳۶۱به‌دست رژیم ملایان دستگیر، و در حالی که باردار بود، بعد از شکنجه‌های فراوان، اعدام گردید.
معصومه عضدانلو خواهر مریم رجوی
معصومه عضدانلو خواهر مریم رجوی

مریم رجوی ـ نخستین جرقه، نخستین الهام 

مریم رجوی چگونه به مبارزه علیه شاه پیوست؟ همه چیز به نخستین خاطره تلخ او برمی‌گردد؛ هنگامی که دخترکی ۱۰ساله بیش نبود،‌ برای اولین بار از پنجرهٔ خانه پدری، شاهد آتش گشودن نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵خرداد سال ۴۲بود. تجربه‌ عملکرداستبداد از نزدیک باعث شد که مبارزه در ذهن او نقش ببندد. مریم رجوی ۷سال بعد از این نخستین جرقه، با این‌که نوجوانی بیش نبود، راه مبارزه خود را یافت و در آن گام نهاد.

مریم رجوی و آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران 

مریم رجوی در سال۴۹از طریق برادرش، محمود با سازمان مجاهدین آشنا شد. او در این زمان دانش‌آموز کلاس چهارم دبیرستان بود. با گام نهادن به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت خود را گسترش داد و با دختران مبارز یک گروه تشکیل داد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب خلق ایران و انتشار آنها بود. مریم رجوی در این ایام رهنمودهای سازمان را در زمینه کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسه ورود به مبارزه حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های ایدئولوژیک ـ سیاسی سازمان اعتقاد او به راه مجاهدین بیشتر می‌شد. بعد از دستگیری برادرش، محمود، از طریق دیگری با سازمان در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به‌عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام از هیچ کمک مادی و معنوی به خانواده‌های زندانیان سیاسی ـ که آسیب‌های فراوانی از دیکتاتوری شاه دیده بودند ـ دریغ نمی‌کرد.
چاپ عکس مریم رجوی در این ویژه‌نامه، باعث تعطیلی انجمن و گردآوری تمام نشریات آن شد
چاپ عکس مریم رجوی در این ویژه‌نامه، باعث تعطیلی انجمن و گردآوری تمام نشریات آن شد

موضع قاطع مریم رجوی در برابر جریان اپورتو نیستی 

در سال ۵۴سازمان مجاهدین خلق ایران باضربه‌ی اپورتونیستهای چپ‌نما مواجه شد.
اپورتونیست‌های چپ‌نما تلاش زیادی کردند تا مریم رجوی را جذب کنند اما به دامشان نیفتاد در مواضع اصولی خود پایدار ماند. او جزو آن دسته از افراد بود که در اثر ضربه جریان اپورتونیستی به مواضع انحرافی یا ارتجاعی دچار نشدند.
در این دوران مریم رجوی در سازماندهی دختران دانشجو، کمک فکری به هواداران سازمان برای نغلطیدن به دام جریانهای انحرافی چپ‌نما و جریان راست ارتجاعی نقشی شایسته‌ ایفا کرد.
مریم رجوی در این سال‌ها، با مجاهدین شهید علیرضا الفت و حسن نصیر زاده رابطه فعال داشت علاوه بر این در جریان ملاقات با برادرش توانسته بود ارتباط نزدیکی با خانواده‌های شهدای مجاهدین و سایر زندانیان سیاسی برقرار کند. آشنایی او با مجاهد شهید بهجت تیفتکچی نیز در همین دوران بود

عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق 

مریم رجوی در سال ۵۶به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. سازمان مجاهدین در این دوران درصدد خنثی کردن آثار ضربه اپورتونیستی چپ‌نما بود. به همین دلیل آموزش‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک در داخل سازمان جریان داشت. در آن شرایط وحشتناک پلیسی ـ نظامی آثار ضربهاپورتونیستی به میزان قابل ملاحظه‌یی از تحرک نیروهای انقلابی کاسته بود. کمبود امکانات از قبیل خانه، ماشین و نیز تور گسترده پلیس، مشکلات را مضاعف می‌کرد. مریم در چنین شرایط یأس‌آوری سازمان را یاری می‌داد، امکانات مادی برای آن فراهم می‌کرد و با اجرای قرارهای پیچیده به فرار نیروهای انقلابی از چنگال پلیس یاری می‌رساند. او به‌دلیل ارتباطات فعالی که با دانشجویان داشت،‌ در زمینه پیاده کردن خطوط سازمان در دانشگاه نقش مؤثری ایفا می‌کرد.
ماموریت سازمانی دیگر مریم رجوی در سال ۵۶ارتباط با گروه‌هایی بود که بعد از ضربه ۵۴شکل گرفته بودند ارتباط با این گروهها برای از بین بردن فضای بی‌اعتمادی پس از ضربه اپورتونیستی و خنثی کردن سمپاشی‌هاییکه از یک سو توسط رژیم و ساواک شاه و از سوی دیگر به وسیله جریان راست ارتجاعی علیه سازمان صورت می‌گرفت بسیار ضروری بود. ‌ بسیار مشکل می‌نمود اما مریم رجوی موفق به حل مشکلات این مسئولیت و انجام آن شد.

مریم رجوی و انقلاب ضدسلطنتی 

مریم رجوی در جریان انقلاب ضدسلطنتی توانست، طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه دیکتاتوری سلطنتی نماید و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی نیز سازمان دهد. در آستانه قیام ۲۲بهمن او همراه با شماری دیگر از اعضای سازمان نخستین سازمان تشکل دانشجویی مجاهدین، به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نمود تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد.

مریم رجوی، یکی از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین 

بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، در دوران مبارزات سیاسی و علنی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان بود. او همچنین از مسئولان اولیهٔ شاخه دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت.
فاطمه رمضانی از زنان مجاهد خلق درباره این دوران می‌گوید:
«در دوران مبارزه افشاگرانه سیاسی علیه اقدامات ارتجاعی، مریم رجوی الگوی ما در کار و تلاش و انگیزه دادن و شکل دادن شخصیت مبارزاتیمیلیشیاهایی بود که مثل سیل خروشان به سوی سازمان سرازیر شده بودند. او مثل آموزگاری مهربان و دلسوز با برقراری روابطی عمیقاً انسانی و انقلابی آنها را مجذوب سازمان و مناسبات آن می‌کرد».

مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای مجلس از تهران 

در سال ۱۳۵۸مریم رجوی از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین در تهران برای اولین انتخابات مجلس معرفی شد. طی این انتخابات رژیم آخوندی با تقلب‌های گسترده مانع از ورود حتی یک مجاهد خلق به مجلس شد. با این همه، مریم رجوی بیش از ۲۲۰هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. با وجود تقلبات انبوه رژیم آخوندی ناگزیر شد که اعتراف کند مجاهدین در جریان انتخابات مجلس بیشتری رأی را بعد از حزب حاکم که تمامی اهرمهای قدرت را در دست داشت بالاترین آرا را داشتند.
مریم رجوی کاندیدای سازمان مجاهدین خلق برای مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۸

«مریم رجوی کیست؟قسمت اول»

مریم رجوی کیست؟

مریم رجوی
مریم رجوی
وقتی به سرگذشت مقاومت ایران و نیروی محوری آن، سازمان مجاهدین خلق ایران، طی ۴دهه پیکار مداوم با نظام ولایت فقیه نگاهی ولو کلی و گذرا می‌افکنیم، به‌خوبی درمی‌یابیم که جنبش مقاومت در برابر استبداد مذهبی و به تعبیر مجاهدین « انقلاب نوین ایران» از فراز و نشیب‌های مختلفی عبور کرده است؛ فراز و نشیب‌هایی که هر کدام از آنان می‌توانست، یک نیروی سیاسی را از پا بیندازد اما مجاهدین و مقاومت الهام گرفته از آنان ماند. نه تنها ماند بلکه قد کشید و به یک نیروی تعیین‌کننده و برانداز و به یک جایگزین جدی برای این حکومت تبدیل گشت. طی کردن این مسیر دشوار و این تماماً محال و بیرون کشیدن پیروزی از دل آن، چگونه محقق شده است. مجاهدین بنا‌ به سنت دیرینه خود عادت ندارند چندان از خود سخن بگویند اما هرگاه سخن بگویند یک نام به‌صورتی انکار‌ناپذیر بر زبان آنان جاری است: مریم رجوی.

مریم رجوی کیست؟ 


زندگی و مبارزه مریم رجوی، مبارزه یک نسل است. چون او نماد یک نسل است. در شناسنامه او، مشخصات یک وجود تاریخی را باید خواند. به بیان مشروح‌تر، شناخت مریم رجوی با شرح توانمندیها و استعدادهای فردی میسر نمی‌شود و خطا هم هست که او را به‌عنوان زنی با توانمندیهای خارق‌عادت، معرفی کنیم. مریم رجوی نمادی از یک حضور تاریخی زنان در میهن ماست.
مریم رجوی امروز نامی نیست که فقط متعلق به مجاهدین و مقاومت ایران باشد، این نام به یک رمز پایداری در برابر بنیادگرایی مذهبی حاکم بر میهنمان تبدیل شده است. حتی آنان که به هر دلیل، گرایش عقیدتی و ایدئولوژی مجاهدین را نمی‌پسندند آنگاه که سخن به سرنگونی این رژیم می‌رسد، در نقش مریم رجوی با مجاهدین و مقاومت ایران اشتراک نظر دارند.


شخصیت‌های سیاسی و برجسته بسیاری درباره مریم رجوی سخن گفته‌اند. عمامه‌داران حاکم بر ایران آن‌چنان از نام مریم رجوی وحشت دارند که وقتی در سال ۱۳۸۲یک روزنامه اقتصادی دولتی به نام «آسیا» اقدام به درج عکسی از او در صفحه اول نمود، مدیر روزنامه را زندانی کرده و امتیاز آن را لغو نمودند.
روزنامه آسیا
توقیف روزنامه آسیا به‌خاطر درج تصویری از مریم رجوی
#IStandWithMaryamRajavi #Iran

Sunday, June 24, 2018

۳۰ خرداد؛خلافت!یا آزادی

 سی خرداد؛خلافت!یا آزادی


۳۰ خرداد خلافت ! یا آزادی مقاله ای درسایت ایران آزادی

مقاله «۳۰ خرداد؛ خلافت! یا آزادی» پیشتر در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ در سایت ایران آزادی منتشر شده بود و اکنون به‌مناسبت این روز تاریخی برای بار دیگر منتشر می‌شود.
پیروزی انقلاب
در بهمن سال ۱۳۵۷ انقلابی در ایران پیروز شد که به استبداد پادشاهی پایان داد. قرار بر آن بود تا براساس آرزوها و خواست اکثریت مردم ایران، حکومتی برپا شود که در آن آزادی، عدالت و حقوق بشر برقرار باشد. در آن سالیان نسل جوان ایران با شوق ایجاد تغییرات بنیادین در نحوه اداره سرزمینشان به میدان آمده بود و بسیاری از گروه های سیاسی براساس آرمان ها و ایدئولوژی های شناخته شده و موجود در ایران و جهان، شکل گرفته بودند.
نسل روشن اندیش
پیروزی انقلاب ۵۷ پیش از هرچیز مرهون مبارزاتی بود که جوانان روشن اندیش پیشتاز در سال های دهه ۴۰ و ۵۰ به پیش برده بودند؛ نسلی از انسان های آگاه که عموما دانشجو یا فارغ التحصیل دانشگاه ها بودند؛ نسلی که با علم روز و مسائل جهان پیرامون آشنا بوده و می‌خواستند تا در ایران حکومتی مبتنی بر شأن و کرامت انسان برپا کنند، و به این ترتیب نه تنها از استبداد انسان ستیز شاهنشاهی عبور کرده، بلکه نشان دهند که انسان در فضایی آزاد و به هنگام برخورداری از قدرت انتخاب، می‌تواند دنیایی زیبا و شگفت انگیز برای خود و سایرین برپا کند.
خمینی
در انقلاب ۵۷ نیروی دیگری نیز خود را نشان می‌داد؛ نیرویی که به لحاظ محتوی و شأن تاریخی موجودیت دیگری را نمایندگی می‌کرد؛ این نیرو پیشتر بخشی از نظام استبداد شاهنشاهی بود که به واسطه تحولات جهانی و پیشبرد پروژه انقلاب ارضی در کشورهای تحت سلطه، از درون استبداد پهلوی در اوایل دهه ۴۰ تصفیه شده بود؛ در مقطع انقلاب ۵۷ این نیرو خود را با خمینی نمایندگی می‌کرد. آنها به واسطه آنکه با یک انقلاب مترقی در جامعه ای متحول مواجه بودند، نمی‌توانستند ماهیت فئودالی و مادون سرمایه داری خود را در مخالفت با شعارهایی چون آزادی و عدالت نمایان سازند، در نتیجه با انقلاب مردم ایران همراه شده و همان شعارها را تکرار کردند.
نا آزموده
نیروهای پیرامون خمینی تا حد زیادی از سرکوب نظام شاه در امان مانده بودند و از شبکه گسترده روحانیت معتقد به اندیشه های مادون سرمایه داری در نقاط مختلف کشور نیز برخوردار بودند، در نتیجه هنگامی که این زمینه اجتماعی با پشتیبانی جهان غرب همراه شد، تبدیل به تحمیل رهبری خمینی به انقلاب سال ۵۷ شد، با این وجود خمینی هنوز به لحاظ تاریخی آزموده نشده بود؛ این امکان وجود داشت که او بتواند با خواست ترقی خواهانه مردم ایران همراه شود و موقعیتی که به عنوان رهبر! انقلاب! پیدا کرده بود را پشتوانه تغییر و پیشرفت در ایران قرار دهد.
همراهی!
خمینی برای آنکه بتواند در نقش یک رهبر تاریخی برای پیشرفت، آزادی، عدالت و حقوق بشر در ایران نقش ایفا کند می‌بایست از پایه های اجتماعی خود فاصله گرفته و در اتحاد با نیروهای انقلابی حرکت می‌کرد. اگر خمینی با بخش بالنده جامعه ایران که در آن مقطع به طور عمده در مجاهدین خلق متبلور می‌شد، همراهی می‌کرد می‌توانست سرنوشتی دیگر برای ایران رقم بزند.
نقض عهد
خمینی اما در مسیر عکس حرکت کرد، او از ابتدای انقلاب، شروع به نقض تمامی وعده های داده شده خود کرد؛ خمینی در پاریس، پیش از آمدن به تهران، وعده داده بود که مجلس موسسان قانون اساسی برای تدوین قانون اساسی تشکیل خواهد داد. اگر مجلس موسسان تشکیل می‌شد به خاطر گستردگی آن تمامی اقشار و اقلیت های ایران، می‌توانستند در آن دارای نماینده باشند، در نتیجه خواست ها و منافع آنان در قانون اساسی انعکاس می‌یافت. اما خمینی به محض قرار گرفتن در مسند قدرت، مجلس موسسان را به فراموشی سپرد و اقدام به تشکیل مجلسی بسیار محدود به نام مجلس خبرگان کرد. عمده‌ی اعضای تشکیل دهنده این مجلس، آخوندهای هوادار خمینی بودند و مابقی افراد نیز از متحدین او محسوب می‌شدند، و اقشار بالنده جامعه ایران تقریبا هیچ نماینده ای در آن نداشتند.
در این مجلس، پیش نویس اولیه قانون اساسی که براساس ریاست جمهوری تدوین شده بود به کناری گذاشته شد و به جای آن قانون اساسی یی با محوریت ولایت فقیه تدوین شد.
انتخابات ریاست جمهوری
نقض عهد بعدی خمینی در انتخابات ریاست جمهوری بود. خمینی وعده داده بود که در این انتخابات دخالت نمی‌کند اما زمانی که با اقبال عمومی نسبت به کاندیداتوری مسعود رجوی، کاندیدای اپوزیسیون مواجه شد، اقدام به حذف او کرد.
چماق دار
خمینی مسیری را آغاز کرده بود که در آن تصمیم به حذف همه نیروها و جریان ها داشت؛ میتینگ های مسالمت آمیز معمولا با افرادی که مردم آنها را «چماق دار» می‌نامیدند و نظام آنها را «امت همیشه در صحنه» می‌نامید مورد تهاجم قرار می‌گرفت. این تهاجمات عموما به وسیله چاقو، قمه، زنجیر و سلاح گرم صورت می‌گرفت. ده ها نفر از فعالین اپوزیسیون که عموما از دانش آموزان، دانشجویان و کارگران بودند طی این حملات به قتل رسیدند. در همین دوران دختران جوانی که تنها به فروش نشریه مجاهد اقدام می‌کردند، بارها در خیابان ها توسط نیروهای خمینی مورد هتک حرمت قرار گرفته و بی‌رحمانه کتک خوردند. در مواقعی نیز این تهاجمات منجر به قتل این افراد شد.
جنگ با عراق
خیز نهایی را اما خمینی با زمینه سازی جنگ ایران و عراق برای حذف همه مخالفان از جغرافیای سیاسی ایران برداشت؛ خمینی بعد از پیروزی انقلاب در ایران مدعی شده بود که می‌خواهد عراق را نیز اشغال کرده و ولایت فقیه را در آنجا مستقر کند، تحریکات و دخالت های خمینی در عراق، سرانجام منجر به شعله ور شدن جنگ در شهریور سال ۵۹ شد، خمینی از شرایط پیش آمده به غایت استقبال کرد و آنرا بهترین فرصت برای سرکوب همگان به بهانه شرایط جنگی دانست.
یا مرگ یا تسلیم
حدود شش ماه بعد از شروع جنگ، خمینی مجاهدین را در معرض این انتخاب قرار داد که یا همگی کشته شوند یا در برابر خلافت او سر فرود آورند.
خمینی در سخنرانی اش در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۶۰، مجاهدین خلق را به عنوان سوم شخص، مخاطب قرار داد و گفت: «آنهایی که اینطور هم با قلم هایشان علاوه بر تفنگهایشان هم با ما معارضه دارند، ما به آنها کرارا گفته ایم و حالا هم می‌گوییم که ما، مادامی که شما تفنگ ها را در مقابل ملت کشیده اید، یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کرده اید، نمی‌توانیم صحبت کنیم و نمی‌توانیم مجلسی با هم داشته باشیم. شما اسلحه ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید، اسلام شما را می‌پذیرد واسلام هوادار همه شماها هست، فقط گفتن به اینکه ما حاضریم و در آن نوشته ای که نوشته اید، در عین حالی که اظهار مظلومیت های زیاد کرده اید، لکن باز ناشیگری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید، ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه بر ضد اسلام می‌خواهند بکنند می‌توانیم تفاهم کنیم؟»
خمینی این سخنان را در پاسخ به نامه ای که پیشتر مجاهدین به او نوشته بودند ایراد کرد؛ مجاهدین برای آنکه راه مسالمت بسته نشود و بتوان در جامعه ایران براساس تفاهم و بدون خشونت های بیشتر که از طرف نیروهای خمینی اعمال می‌شد، به زندگی و تلاش برای تغییر ادامه دهند، به خمینی نامه نوشته بودند که با هوادارانشان به ملاقات او بروند تا بر سر همه موضوعات صحبت کرده و رفع اختلاف صورت گیرد، خمینی در پاسخ، آنها را به قیام مسلحانه متهم کرده بود؛ خمینی این نسبت دروغ را به آنها داد تا بتواند در گام بعد آنها را به بی‌رحمانه ترین صورت اعدام کند.
۳۰ خرداد
اواخر بهار سال ۶۰، منتهی شد به یک تصفیه در درون نظام خمینی؛ خمینی، رئیس جمهورش را که با برخی سیاست های او همراهی نمی‌کرد توسط مجلس عزل کرد، کاملا آشکار بود که خمینی آخرین گام برای سرکوب نهایی نیروهای وفادار به آرمان های انقلاب ۵۷ را برداشته است. در روز ۳۰ خرداد، مجاهدین خلق، دست به برگزاری یک تظاهرات گسترده و سراسری زدند. این تظاهرات که به صورت مسالمت آمیز آغاز شده بود توانست حدود نیم میلیون نفر از مردم تهران را گرد بیاورد، هدف، اعتراضی مسالمت آمیز به سرکوب آزادی ها در جمهوری اسلامی! بود.
در این روز، خمینی رسما فرمان آتش گشودن به سمت تظاهرات را صادر کرد، بسیاری از تظاهر کنندگان مجروح یا کشته شدند. از همان شب، اعدام های گسترده زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان تظاهرات ۳۰ خرداد آغاز شد.
پایان یک مرحله
روز ۳۰ خرداد، پایان مرحله ای در تاریخ جمهوری اسلامی! بود؛ در آن روز، خمینی با زبان گلوله اعلام کرد که حاضر به پذیرش هیچگونه مخالفت سیاسی در چهارچوب نظام موجود نیست؛ خمینی تصمیم نهایی اش در این رابطه را با موجی از اعدام ها که پس از ۳۰ خرداد آغاز کرد، مهر زد.
در سوم تیر ۶۰ روزنامه اطلاعات، اطلاعیه «روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز» را منتشر کرد. این اطلاعیه که در میان عکس هایی از دختران جوان اعدام شده درج شده بود از خانواده ها می‌خواست تا شناسنامه فرزاندانشان را بیاورند و پیکرهای آنها را تحویل بگیرند. اطلاعیه جرم آنها را حضور در «جریانات ضد انقلابی اخیر تهران» اعلام کرده بود، و در آن هیچ خبری از اقدام مسلحانه نبود؛ این دختران جوان تنها به خاطر شرکت در یک تظاهرات مسالمت آمیز اعدام شدند.
«به اطلاع خانواده های محترمی که فرزندانشان در جریانات ضدانقلابی اخیر تهران دستگیر شده اند و حکم دادگاه درباره‌ی آنها صادر و اجرا گردیده می‌رساند لطفا با در دست داشتن شناسنامه‌ی عکس دار خود و فرزندانشان که عکس آنها در این جا چاپ شده به دفتر مرکزی زندان اوین مراجعه کرده و فرزندانشان را تحویل بگیرند. – روابط عمومی دادستانی انقلاب مرکز»
کابوس ماندگار
روز ۳۰ خرداد ۶۰ تبدیل به کابوسی پایان ناپذیر در جمهوری اسلامی! شد، جناح های درونی ولایت فقیه در تابستان سال ۶۰ و در سال های بعد از آن در کشتار مجاهدین خلق مشارکت کردند تا بتوانند پایه های قدرت خود را از هر گزندی در امان نگه دارند اما اکنون بعد از ۳۶ سال از آن تاریخ، هیچکس در جمهوری اسلامی! پیدا نمی‌شود که بتواند به لحاظ حقوقی، سیاسی و تاریخی از جنایات صورت گرفته در دهه ۶۰ دفاع کند. این کابوس تا روز پایان ولایت فقیه همراه آن خواهد بود.
 
#ایران_آزاد۹۷ و #من_یک_آرزو_دارم #قیام_تا_سرنگونی

‌#FreeIran2018  #IranRegimeChange   #IhaveADream
  
#ايران_الحرة2018   #انتفاضة_حتي_اسقاط_النظام
 
#Iran #ایران.

Wednesday, April 25, 2018

اعتراض امریکایی به گفتگوی سیاسی در نیویورک (اشاره به سفر ظریف )

Repercussions, good and bad, of scrapping the Iran deal

environmentIn May, President Trump will decide whether to rescind the nuclear deal with Iran, a prospect made more probable by the announcement of Ambassador John Bolton as National Security Advisor.  Much has been said about the Joint Comprehensive Plan of Action’s (JCPOA) fundamental flaws, chief among them its inability to prevent Iranian access to nuclear weapons. In contrast, it clearly achieved the mullahs’ goals of significant financial incentives, a certain level of legitimacy, and implicit security assurances. Which is why scrapping the deal would have important consequences for Iran’s domestic and regional policies. Here are five notable ways:
  1. As long as the nuclear deal with the P5+1 is in place, it is highly improbable that any party would act militarily to target Iran’s nuclear facilities. In fact, achieving that security assurance was the key motive for Iran’s change of gears on the nuclear issue, and return to the talks in 2011. But counterintuitive to Western optimism, these circumstances did not bolster regional peace or stability. Reassured of the improbability of any military option, Iran was emboldened and went on the offensive, stepping up its destabilizing regional interventions. Therefore, ending the nuclear deal would likely motivate Iran to give up its offensive mode in favor of a defensive posture.
  2. Reimplementing sanctions would adversely affect the mullahs financial and economic resources. Iran gained a vast amount of money as a result of the nuclear deal. Contrary to the dealmakers’ assumption, those resources were not used to improve the economic or industrial infrastructure or quality of life for the people of Iran. Instead, the regime used essentially all the money for fueling the regional conflicts in Syria, Yemen, Afghanistan, and elsewhere. Which explains the slogan heard nationwide during recent protests in Iran, “Let Syria alone, take care of the [Iranian] people!” In other words, denying Iran financial and economic incentives and reimplementing the sanctions, especially in conjunction with the lack of security assurances, would dramatically affect the regime’s capability to destabilize the region, without significantly impacting the Iranian people.
  3. A defensive regional mode means, most importantly, a fundamentally changed risk/benefit balance of active Iranian involvement in regional conflicts. The Iranian regime will need to recalculate the benefits of fueling the conflicts in Syria and Yemen, for example, in light of the potential risk of inciting a military confrontation with regional powers. Iran, most probably, will surrender its policy of export of crises, while trying to rally its base in Tehran and avoid direct military confrontation. For a regime standing on very shaky ground at home, this represents an existential threat.
  4. In a bid to offset the prospect of the US ending the nuclear deal, the mullahs have again trotted out the “hardliner-moderate” theatrics, whereby ending the nuclear deal, reimplementing sanctions, and increasing pressure on Iran helps the “hardliners” get the upper hand. Which is why the cast of characters again includes Ahmadinejad, notorious for his defiant and reckless nuclear policy.  Ahmadinejad’s political resurrection is intended to signal a shift to the “hardliner” mode. Nevertheless, given the lack of financial and economic resources, the increasingly obvious popular unrest at home, and lack of security assurances, Iran will undoubtedly need to continue in the “moderate” mode, despite any pretensions to the contrary.
  5. Ending the nuclear deal also deprives the regime of the unwarranted legitimacy and prestige offered by the P5+1 during the nuclear talks and afterwards. The international community under the leadership of the Obama administration treated the Iranian regime as a “normal” player with legitimate interests, who should be viewed as a partner in efforts to achieve regional peace and stability. That false picture abandoned dissidents in Iran, and facilitated the regime’s repression of the people by removing concerns about any Western reaction. Denying Iran’s rulers any unwarranted legitimacy changes the regime’s balance of power with the dissident majority and their organized resistance movement. The recent wave of nationwide protests removed all doubt that Iranians want nothing less than a regime change. The uprising also reaffirmed the pivotal role of the Mojahedin-e-Khalq (MEK) in transforming popular dissidence into an organized movement directed at the goals of freedom and democracy.
The Tehran regime has done nothing, before or since the nuclear deal, to warrant international credibility or prolonged patience. In contrast, Iran’s people and popular resistance movement have demonstrated their commitment to the sort of legitimate change that deserves recognition by the United States.

Sunday, February 4, 2018

يك فرمانده سپاه اعتراف ميكند كه زنان نقش مهمي در اعتراضات داشته اند


Call for the release of a number of active women arrested by RIGC for participating in the 2018 Uprising in Iran.

















Iran became an Islamic republic in 1979 when the leadership of the anti-monarchy revolution was hijacked by Khomeini and clerics took the power.
Since the onset of the rule of the mullahs, the Iranian women have been severely suppressed by the Islamic regime.
Only one year after founding the so-called Islamic Republic, the women were forced to comply with the Dressing Code Issued by Mullahs, which was just one aspect of the sex discrimination under clerical rule.
At the beginning of 1978 Revolution, Iranian women were active in the scientific, social, economic and political arenas, but the Mullahs' laws restricted them. Many women were fired from jobs or imprisoned and tortured.
Among the supporters and members of the People's Mojahedin Organization of Iran (MEK\PMOI), there were myriad of the young women, students, and intellectuals, whose activities drove the misogynist mullahs mad. So the women were subjects of retaliation, torture, and assassination, specifically over the period of 1988 massacre of the political prisoners by the religious decree of Khomeini. Due to the massacre, more than 30.000 political prisoners went to gallows, including lots of women even mothers and pregnant women. Some of the survival women left Iran and joined the Iranian resistance, the National Council Resistance of Iran(NCRI). the political alternative of the Iranian regime which is led by Maryam Rajavi, as a Moslem woman who represents a tolerated interpretation of Islam with a progressive ten point Plan for the time after overthrowing the clerical dictatorship ruling Iran.    
Women in Iranian resistance, NCRI, are the source of motivation for oppressed women under the dominance of the tyranny regime ruling Iran. As it was clearly seen at the end of 2017 protests, the women were mostly at the front line of the protests and played a crucial role in guiding and organizing the nationwide uprising against the mullahs.
They also participate in the daily protests against the deteriorated economic condition the worsening livelihood situation in Iran.
The mullah’s regime feels a great danger of any protest movement by women in Iran because the women have been deprived of all their rights during the rule of the mullahs. They have great motivation and are very robust for retrieval their violated basic rights as the human. Now they are in line with protests and are opening new fronts against the vicious mullahs in Iran. They are also the source of inspiration for men to rise up to overthrow the fundamentalist regime in Iran to achieve democracy, justice, and equality and to make Iran a better place for the next generations.
#سبزوار #سيرجان #آبادان #ساري #سنندج #سمنان #ساوه #سيستان #سميرم #آمل  #انار #انديمشك #اصفهان #اروميه #اردبيل #آستارا #بهبهان #بوشهر #بابل #بلوچستان #بجنورد  
#بهشهر 
#جنبش_دادخواهی #سرپل_ذهاب #مرگ_بر_اصل_ولایت_فقیه #زنده_باد_ارتش_آزادی @massacre_67
#Unitedstates #Belgium #Germany #France #UnitedKingdom #Albania #Ukraine #FreeIran #Iran #MEK #MaryamRajavi #Ireland #Berezil #SaudiArabia  #Poland #Denmark #India 

Tuesday, November 28, 2017

دونالد ترامپ و امانوئل ماکرون بر مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات کننده رژیم ایران در سوریه تأکید کردند

کاخ سفید: دونالد ترامپ و امانوئل ماکرون بر مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات کننده رژیم ایران در سوریه تأکید کردند





.کاخ سفید: دونالد ترامپ و امانوئل ماکرون بر مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات کننده رژیم ایران در سوریه تأکید کردند


کاخ سفید روز دوشنبه 6آذر طی بیانیه‌یی از گفتگوی تلفنی رئیس‌جمهور آمریکا و فرانسه درباره نقش بی‌ثبات کننده رژیم ایران خبر داد.

در این بیانیه آمده است: «رئیس‌جمهور دونالد ترامپ روز دوشنبه با رئیس‌جمهور فرانسه امانوئل ماکرون صحبت کرد. روسای جمهور درباره اهمیت فرایند ژنو تحت نظر سازمان ملل‌متحد به‌عنوان تنها جایگاه مشروع برای حصول به راه‌حل سیاسی در سوریه توافق کردند. دو رئیس‌جمهور هم‌چنین بر نیاز به مقابله و به عقب راندن فعالیت‌های بی‌ثبات کننده رژیم ایران در سوریه تأکید کردند».
#شاهرود #چالوس #رشت #رفسنجان #رامسر #رودسر #رامهرمز #زنجان #قم #قزوين #قوچان #كرج #فسا #فومن #گچساران #جنبش_دادخواهی #مرگ_بر_اصل_ولایت_فقیه #زنده_باد_ارتش_آزادی #تابستان_67_كجا_بودي @massacre_67
#United states   #Belgium   #Germany #France #UnitedKingdom #Albania #UkraineFreeIran #Iran# 

مخالفت خامنه ای با دوچرخه سواری زنان در ایران

مخالفت خامنه ای با دوچرخه سواری زنان  در ایران


بار دیگرعلی خامنه ای ولی فقیه طلسم شکسته ارتجاع آخوندی با تأکید بر افکار پوسیده وقرون وسطایی وزن ستیز ویژه آخوندی، بار دیگر تأکیدات خود را درباره دوچرخه سواری زنان و فعالیت های اینترنتی در اینترنت تکرار کرد.وبا محرم ونامحرم کردن موضوع وفتوای چندرغازی وبه بهانه پاسخ دادن به سوالات 
.دینی، حرفش را به کرسی بنشاند


او گفت:صحبت کردن، اذیت کردن و خنده با جنس دیگر در فضای سایبری، چه در قالب متن،صدا و ویدئو یا حتی یک چیزی شبیه یا دنبالش فضای فاسد را ایجاد می .کند  مجاز نیست
  در پاسخ به سوال دیگری گفت:هر ارتباطی  در اینترنت را در رابطه با "ازدواج موقت" تعریف کرد و با توصیف شرایط برای ازدواج مطابقت داشته باشد مورد .تأئید اوست

خامنه ای مجددا تأکید کرد که "دوچرخه سواری زنان در مناطق عمومی و در مکان هایی که ممکن است توسط مردان عجیب و غریب دیده شود مجاز نیست." (خبرگزاری دولتی ایلنا - 26 نوامبر )
2017
#فومن #گچساران #جنبش_دادخواهی #مرگ_بر_اصل_ولایت_فقیه #زنده_باد_ارتش_آزادی #تابستان_67_كجا_بودي @massacre_67
#FreeIran #Iran #United states   #Belgium   #Germany #France #UnitedKingdom #Albania  #Ukraine